روان درمانی وجودی (اگزیستانسیال)

درمان وجودی به کاربست رویکرد فلسفی اصالت وجود در درمان درمانی اشاره دارد. جنبش وجودی به وسیله فرد یا گروه خاصی پایه ریزی نشده است بلکه چندین جریان فکری به پیدایش آن کمک کرده اند. روانشناسان وجودی بیشتر تحت تأثیر شماری از فلاسفه وجودی همچون سورن کی یر کگارد، فردریش نیچه، مارتین هایدگر، ژان پل سارتر، مارتین بابر، لودویک بینزونگر، مدارد باس بوده اند.

ادامه نوشته

کاربرد ذهن آگاهی برای کاهش اضطراب

 

ترجمه: دکتر سعید قره آغاجی

اضطراب بر همه ما به درجات مختلف تأثیر می گذارد. برای احساس اثرات مزاحم و ناراحت کننده اضطراب نیازی به تشخیص بالینی نیست. خوشبختانه امروزه راههای مفیدی برای کاهش اضطراب وجود دارد.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

مفهوم پذیرش در پذیرش و تعهد درمانی

 پذیرش در لغت یعنی آنچه را به شما پیشکش می شود، بپذیرید. پذیرش در رویکردهای موج سوم روان درمانی از جمله پذیرش و تعهد درمانی به معنی در برگرفتن تجربه کنونی شخصی بدون قضاوت نمودن آن است. پذیرش یکی از مفاهیم محوری در مذهب بودایی محسوب می شود. یک داستان در باره مردی نقل شده که هنگام بازگشت به خانه متوجه می شود که خانه اش آتش گرفته و سوخته است. او نگاهی به خانه می اندازد و می گوید "که این طور". آن مرد به طور کامل متوجه شد که چه رویدادی را تجربه می کند بدون آن که قضاوتی انجام دهد.

بسیاری از مردم تصور می کنند که پذیرش به معنی واکنش انفعالی و تسلیم شدن است؛ درحالی که منظور از پذیرش این نیست. "که این طور" اعتراف به تجربه در حال وقوع بدون داوری در خصوص آن است. پذیرش به تجربه فعلی فرد مربوط می شود و به این معنی نیست که فرد برای جبران آن در آینده نمی تواند کاری انجام دهد.

پذیرش تجارب خوشایند آسان است؛ در حالی که پذیرش تجارب دردناک اغلب بسیار دشوار می نماید. دست کشیدن از قضاوت و مبارزه و موضع دفاعی نگرفتن در مقابل یک رنج روانشناختی، خلاف شهود و طبیعت انسان به نظر می رسد؛ اما کنار گذاشتن تلاش برای کنترل درد می تواند پاسخ سازگارانه تری تلقی شود چون فرصت لازم را برای رفتارهای مناسب تر فراهم می سازد.

درمان های رفتاری نسل اول تا نسل سوم

برخی از رفتارگران، روند توسعه نظریه های رفتاری را به سه نسل تقسیم می کنند. نسل اول درمان های رفتاری که در طی دهه های 1950 تا 1960 گسترش یافتند، شامل کنترل محرک، تقویت و تنبیه، درمان های بیزاری آور، درمان های مبتنی بر مواجهه و درمان با استفاده از سرمشق گیری هستند. این درمان ها بر تغییر و اصلاح رفتارهای مشکل زا و قابل مشاهده مراجعان از طریق تغییر شرایط تأثیرگذار بیرونی تأکید دارند.

ویژگی نسل دوم درمان های رفتاری که در نیمه دهه 1960 ظهور یافتند، توجه به عوامل شناختی به عنوان تعیین کننده های مهم رفتارهای مشکل زا است. درمان های شناختی- رفتاری، افکار و باورهای ناکارآمد مراجعان را با روش‌های شناختی و همچنین فنون نسل اول رفتاری تغییر می‌دهند.

در دهه 1990 نسل سوم درمان های رفتاری پدیدار شدند. هدف اصلی درمان های رفتاری نسل اول و نسل دوم حذف یا کاهش مشکلات مراجعان است؛ در حالی که هدف درمان های نسل سوم، پذیرش فعال انواع مختلف ناراحتی های روانشناختی و حتی دردهای جسمی به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از زندگی است. به عبارت دیگر، مراجعان می آموزند که با وجود درد و ناراحتی غیرقابل اجتناب، اموری را که از نظر آنها مهم و ارزشمند است انجام دهند.

شکل زیر روش های درمانی مربوط به نسل های اول تا سوم رفتاردرمانی را به طور خلاصه نشان می دهد.

 

اقتباس از:

Spiegler, M. (2008). Contemporary Behavior Therapy. CA: Wadsworth